امپراطوری خرده فروشی آنلاین ایران

امپراطوری خرده فروشی آنلاین ایران

امپراطوری خرده فروشی آنلاین ایران

 

بامیلو رویای اول بودن در ایران

 

بامیلو در زمستان سال 92 کار خود را با 10 نفر آغاز کرد و در تابستان سال بعد کارمندان خود را به 50 نفر افزایش داد.رامتین منزهیان بنیان گزار بامیلو با امید به اینکه اولین خرده فروش آنلاین ایران باشند شروع به کار کرد.با اینکه آنها هفت سال بعد از تاسیس دیجی کالا شروع کردند ولی به سرعت رشد کردن و دومین فروشگاه آنلاین ایران شدند .

بامیلو برای اول شدن خودش در بازار ایران به دنبال فروش و جذابیت فروش نبود بلکه به دنبال این بود که دیجی کالا را با ایدئولوژی های پوسیده و قدیمی به رتبه 2 بیاورد تا به این شیوه خود نفر اول باشد.و تمام وقت و هزینه خود را برای تنزل دیجی کالا قرار داد و تا انجا که یادش رفت رسالت واقعی او چیست کاری که شیپور تلاش کرد  با دیوار بکند ولی نتوانست .شاید اگر هزینه های تبلیغات منفی خود را برای ایده های جدید می گذاشت الان مجبور به تعطیلی نمی شد.

 

اشتباهی بنام مارکت پلیس

 

نمونه موفق مارکت پلیس سایت علی بابا می باشد که بزرگترین فروشگاه اینترنتی آسیا است. با میلو با ایده مارکت پلیس شدن به دنبال جلب توجه و فروش بدون سرمایه بود و آنها نمی دانستن شرط اول مارکت پلیس داشتن فروشگاه های متعهد است که  کالای شما را تامین می کنند اما ایرانی ها از لحاظ تعهد  بسیار ضعیف بوده و همین نقطه منفی این مدل فروش  است .تا زمانی که کشور در ثبات بود( منظور از سال 92 تا 96 )همه چیز خوب پیش می رفت و از زمانی که قیمت دلار در ایران دچار نوسان شد دیگر مارکت پلیس بودن از لحاظ علمی منطقی نیست چون قیمت ها لحظه تغییر می کنند و فروشندگان دیگر به تعهدات خود عمل نمی کنند  و باعث می شود تعداد زیادی از مشتریان که با هزینه بالا حالا وفادار شده ان را بخاطر ناراضی شدن از تاخیر و ارسال نشدن کالا برایشان از دست بدهیم  و هر روز شاهد تماس های مشتریان عصبانی از خدمات ضعیف باید باشیم.

 

نقطه سر به سر

تمام مدیران باید بدانن در شرایط ناپایدار جامعه فروش بالا و ایده های فروش نیستند که یک سازمان را نجات میدهند.بلکه فقط یک چیز هست که درآمد شما را بالا میبرد و شمارا از دریای طوفانی کشور نجات میدهد آنهم چیزی نیست جز کاهش هزینه.

اکثر مدیران ما در این شرایط به دنبال طرح های فروش , تبلیغات بیشتر و هر روشی که فروششان را افزایش دهد می روند که هر تلاش مثل زدن یک بیل برای کندن قبر خود است. در شرایط ثبات کاملا افزایش فروش منطقی است  نه در شرایط پیچیده کشور.

 بامیلو با حدود 500 نیرو ماهانه و میانگین حقوق هر نفر 2 میلیون پانصد هزار تومان در ماه چیزی حدود یک میلیار دویست  فقط حقوق کارمندانش بوده که  روزانه چیزی حدود 41 میلیون تومان فقط هزینه نیروانسانی مجموعه بامیلو بوده این یعنی فاجعه برای یک فروشگاه آنلاین مارکت پلیس در ایران .

 

دیجی کالای بزرگ با مغز کوچک

سایت دیجی کالا در سال 85 با تولید محتوا توانست جزو بهترین سایت های با محتوای اطلاعات دیجیتالی ایران شود.در روزگاری که همه به دنبال چت با یاهو مسنجر بودن دو برادر در حال تولید محتوا بودن که توانستن مرجع اطلاعاتی خوبی در ایران باشند و همه آنها را به عنوان یک سورس می شناختند.همه زندگینامه دیجی کالا را می دانند.و نیاز به توضیح بیشتر در مورد آن نیست

همه چیز خوب پیش میرفت و همه دیجی کالا را غول خرده فروشی ایران میدانستند و همه قیمت های کالا ها با دیجیکالا چک و مقایسه می شد.تا قبل  سال 97 همه چیز خوب بود و دیجیکالا پیشرفت روز افزونی داشت ولی در اواخر سال 96 به بعد دیگر چیزی که در دیجیکالا  زیاد به چشم می خورد عدم موجودی کالا بود و سبد محصولی آنها دیگر مثل سابق تکمیل نبود و روز به روز انبارشان کوچک و کوچکتر می شد  و این نشان از این است که هزینه ها بر درآمد دیجی کالا می چربید  این زنگ خطری بود برای مدیران دیجی کالا

  حالا بروی سایت خیلی کالاها دیگر تامین کننده آنها جای غیر از دیجی کالا بود  و مشخص شد دیجی کالا از ای کامرز و فروشگاه آنلاین دارد به ناچار تبدیل به مارکت پلیس می شود تا خودش را از سقوط نجات دهد.

شاید جز اینکار چاره ای نداشتن یا تحلیل درستی از بامیلو نداشتن که با مارکت پلیس لبه پرتگاه قرار دارد , آنها بدنبال بامیلو یک مارکت پلیس شدن و با افتخار زنگ آنرا به صدا درآوردن و تبلیغات کردند و همچنان می کنن.

حال شرکتی با حجم بالای دیجیکالا و روزی 2 میلیون بازدید از سایتشان و حجم سفارش روزی حدود 2000 فاکتور سفارش کالای آن مارکت پلیس باشد و تامین کننده های آن تولید کننده های ایرانی باشن که هر روز درگیر مواد اولیه و کالا های با قیمت لحظه ای در بازار هستن که گریبان گیر آنها نوسانات ارزی هم هست حال اتفاقی که می افتد روزی صدها کامنت منفی در فضای مجازی برای دیجی کالا ثبت می شود که به عنوان موفق ترین استارت آپ ایران از آن یاد می شود.

خیلی ها فکر می کنند دیجی کالا روزی چند میلیارد فروش دارد و سود 10 درصدی رقم عجیبی میشود درآمدش ,ولی این قابل تامل است 2200 نیرو کارمند چقدر در روز فقط حقوقشان برای یک شرکت آب می خورد و هزینه های جاری این شرکت چقدر است؟

شرکتی که برای ارسال 24 تا 48 ساعته بار تلاش میکرد حالا ارسال های بالای 15 روز را تجربه میکند.آنها که بخاطر ارزان فروشی لوازم الکترونیکی معروف شدند حالا مگر کسی ناچار شود از آنها کالای الکترونیکی خرید کند چون بازار از دیجیکالا خیلی ارزان تر است.دیجی کالا برای جبران هزینه هایش مجبور به افزایش سود شد که وجه خودش را که به ارزان فروش معروف شده بود با سرعت به یک گران فروش عوض کرد.و نکته منفی دیگر آن از بین رفتن CRM در دیجی کالا و اینکه دیگر کسی به دنبال رضایت مشتری نیست و فقط فکر نجات خود از سراشیبی سقوط است

 

چیزی که شواهد نشان میدهد دیجی کالا اگر دست به تغییر نزند نباید برای مان عجیب باشد که خبر تعطیلی یا تعدیل هزار کارمند دیجیکالا را بشنویم.هرچند تعدیل نیرو از سال پیش بصورت ذره بینی آغاز کرده.

 

 اشتباهات بزرگ دیجیکالا می توان به این 2 مورد خلاصه کرد. 1 تفکر این که هرچه کارمند زیاد باشد نشان از بزرگی یک کمپانی است را داشتن و نیرو جذب می کردند کنترلی روی هزینه ای پنهان خود نداشتن و 2 اینکه پلت فورم مارکت پلیس را راه نجات قرار دادند ولی نمی دانستند که  ورودی یک چاه بوده.

تیتر جلد مجله فوربز در سال 2007 بسیار جالب و قابل تامل است.روی آن نوشته آیا کسی می تواند نوکیا را با یک میلیاردکاربر از تخت امپراطوری به زیر بکشد؟؟

خود را تغییر دهید تا شکست نخورید .امپراطوری ها سقوط می کنن اگر درست تغییر نکنن

 

 

نویسنده :

دکتر وحید صنعتی

 

پاسخ

* نام:
* ایمیل: (منتشر نشده)
   وب سایت: (آدرس سایت باhttp://)
* توضیح:
وارد کردن کد