عشق فرزند و همسر

عشق فرزند و همسر

چرا نباید فرزندان‌مان را بیشتر از همسرمان دوست داشته باشیم؟

مترجم:نیلوفر شهدوست

درست است که عشق ورزیدن به فرزندان امری زیبا و ضروریست و رسیدگی به نیازهای آنها از وظایف والدین به شمار می‌رود، اما یادمان باشد که زندگی فقط فداکاری برای فرزند نیست.

در نظرسنجی از ۴۰هزار کودک انگلیسی در سال ۲۰۱۴، نتایج جالبی دربارهٔ روابط خانوادگی به دست آمد؛ مادرانی که روابط شاد و مطلوبی با همسران‌شان دارند، نوجوانانی شادتر تربیت می‌کنند.
درواقع، نوجوانانی شادتر هستند که مادرشان از رابطه با پدرشان رضایت بیشتری دارد.
رابطهٔ ناسالم میان والدین باعث می‌شود که کودکان احساس گناه کنند و خود را در این میان، مقصر بدانند. کودکی که خود را مقصر می‌داند در مدرسه هم عملکرد مطلوبی نخواهد داشت.

مرکز تحقیقات و اندیشکده پیو دو پروژهٔ مشابه را در سال‌های ۱۹۹۷ و ۲۰۱۰ انجام داده است. در این دو پژوهش از خانواده‌ها پرسیده‌اند که در روابط خانوادگی، اهمیت فرزندان بیشتر است یا رابطه زناشویی؟

در سال ۲۰۱۰، اهمیت فرزندان سه برابر بیشتر از نتایج به دست آمده در سال ۱۹۹۷ بوده است!!
یعنی افراد در سال ۲۰۱۰ بیشتر به شادی و رضایت فرزندانشان اعتقاد داشتند تا در سال‌های قبل.

باید بدانیم که متمرکز کردن توجه روی فرزندان، تنها در کوتاه‌مدت دستاوردهای مطلوبی به همراه دارد.

باید قبول کنیم که کودکان نازپرورده‌ٔ ما بالاخره روزی وارد جامعه می‌شوند و اگر روابط خانوادگی (رابطهٔ فرزند و والدین، رابطهٔ زن و شوهر) متعادل و مطلوبی را تجربه نکرده باشند، نمی‌توانند روابط خود را در جامعه به‌درستی مدیریت کنند.
نتیجهٔ این ناتوانی، روابطی پر از نفرت، خستگی یا سردرگمی خواهد بود.

توجه زیاد به فرزندان و بی‌توجهی به مدیریت صحیح روابط میان همسران در ۲۵ سال گذشته، موجب شده است که آمار طلاق بعد از ۵۰ سالگی دو برابر شود. این آمار برای زوج‌های بالای ۶۵ سال، حتی به سه برابر هم رسیده است.

علت این است که بعد از ترک خانه توسط فرزندان و مستقل شدن‌شان، زن و شوهرها انگیزه و دلیلی برای حفظ کانون خانواده ندارند.
یعنی برای یکدیگر نقش و جایگاهی تعریف نکرده‌اند و با رفتن فرزندان، دلیلی برای کنار هم بودن نمی‌بینند.
برای ایجاد تعادل در روابط خانوادگی چه باید کرد؟

کارل پیلمر استاد پیری‌شناسی در دانشگاه کورنِل، برای نوشتن کتاب خود با عنوان «۳۰ درس دوست داشتن» در سال ۲۰۱۵ با ۷۰۰ زوج گفت‌وگو کرد و دریافت که حضور فرزندان آن‌قدر در زندگی والدین پررنگ است که دیگر در میانسالی، روابط مجزا و تعریف‌شده‌ای میان زوج‌ها وجود ندارد.

به‌طوری‌ که به‌ندرت گفت‌وگویی دونفره خواهند داشت و مثلا در ۵۰ -۵۵ سالگی، حتی نمی‌توانند با هم به رستوران بروند و در فضایی دونفره با هم معاشرت کنند.

به عبارت دیگر، فرزندان تمام ذهن و قلب والدین را از آن خود می‌کنند و تعادل رابطه میان زن و شوهر را برهم می‌زنند.
همهٔ اینها نتیجهٔ توجه بیش‌ازحد والدین به فرزندان است.

تنها راه ایجاد تعادل در روابط خانوادگی، این است که زوج‌ها همواره به خاطر داشته باشند که دلیل ازدواج و با هم بودن‌شان فرزندان نیستند.

بیاموزید که باید با همسرتان در تعامل باشید. دلخوشی زندگی مشترک نباید صرفا وابسته به حضور فرزندان باشد.در نهایت فرزندان شما خواهند رفت وکسیکه برای شما می ماند همسرتان است

منبع:time

پاسخ

* نام:
* ایمیل: (منتشر نشده)
   وب سایت: (آدرس سایت باhttp://)
* توضیح: